حسی از قبل داشتم و می دانستم که کمتر کسی در ضیافت شرکت خواهد کرد عده ی کثیری به خاطر حاشیه های ضیافتهای قبل- عده ای به خاطر ترس از بیکیفیتی مطالب-عده ای به خاطر درگیری های شغلی- عده ای به خاطر ترس از نقد دوستان-و.... در ضیا فتها شرکت نکردند به هر حال مهلت ارسال آثار به پایان رسید و به جز یک نفر با هویت نا معلوم هیچ کس دیگری در ضیافت شرکت نکرد.با این شرایط پیش رو برآن بودم تا با افزودن قسمت عکاسی فضا را به نوعی جذاب تر کنم ولی خوب شما هم نتیجه ی کار را می بینید.در این شرایط من حتی نمی توانم میزبان بعدی را مشخص کنم.مسئله ای که مطرح است ادا مه دادن یا ندادن این ضیافتهاست..... در زیر نظرات خوانندگان در رابطه با این ضیافت را می بینید::
یادداشت نظرسنجی: -داربا: سلام
نظر من : اصول معماری پایدار در معماری سنتی ایران
به نظز من موضوع فوق موضوع جالب است .با توجه به نکات زير :
۱ـ ميتواند : { طراحی پايدار محيط } تلقی شود تا هم معماران و هم طراحان
شهری را نسبت به موضوع دربرگيرد.
۲ـ زابطه ؛ معماری يا طراحی پايدار؛ و ؛معماری سنتی؛ از يکطرف بحثی به روز
است و از طرف ديگر يک گرايش قوی يا زمينه ای قوی را روی ميز گفتگو
ميگذارد.
۳ـ بسياری افراد بحث طراحی پايدار را ـ که از مباحث جديد طراحی است ـ به
معنی تاييد تيوريک معماری سنتی تلقی ميکنند .در واقع از نظریه طراحی
پایدار برای توجیه معماری سنتی یا طراحی شهری سنتی استفاده میکنند.
دیگران این توجیه را رد میکنند و استدلال میکنند که بی فهمی یا سوء تفاهم
در مورد نظریه طراحی پایدار محیط باعث این سوء تفاهم شده است.این افراد
نظریه طراحی پایدار محیط را اتفاقن و برعکس گروه اول دارای قویترین زمینه
برای رد شیوه های سنتی معماری و طراحی قلمداد میکنند.
این وضعیتی متناقض است. از یکطرف و کاملن به روز است از طرف دیگر. در نتیجه
این موضوع موضوع مناسبی برای ضیافت ۱۶ میباشد.
۳ـ من فکر میکنم محدوده زمانبندی حدودن دو ماهه ضیافت ها در نظر داشته
باشید و یک برنامه منظم شروع تا پایان و انتخاب میزبان بعدی تدارک ببینید .
بسیار موفق خواهید بود.
۴ـ ايده عکاسی معماری يا عکاسی فضاهای شهری به عنوان يک برنامه جانبی
ضيافت ايده چذابی است.
موفق باشيد.
سروناز: همه موضوعات به نوعی به هم مربوطند .من ببا موضوع شماره 3 موافقم. چون
روشن کردن این موضوع که طبیعت چگونه و تا چه حد به معماری مربوط است شیوه
نگرش در مورد بقیه موضوعات را تعیین میکند.ضمن اینکه باید مشخص شود منظور
از "مشکلات معماری" چیست.
مگر معماری نهایتن چیزی جز دخالت و تغییر در طبیعت نیست؟
علی: استفاده معماری از عناصر طبیعت. رو بیشتراز سایر موضوعات ترجیخ می دم.
هرجند که بقیه هم می تونن جالب و آمورزنده باشن.
سپیده عباسی: ممنون که به وبلاگ سر زدید. به راهنمایی های دوستان با تجربه ای مثل شما
نیازمندم. موفق باشید.سلام دوست عزیز
من هم با آیتم آخر موافقم.
موفق باشی.
محمدرضا طالبی: سلام...تبریک دوباره به خاطر میزبان بودنت جناب مهندس...من با پیشنهاد دوم
موافقم...اگه حق انتخاب دو گرینه بود پیشنهاد
نجم رو هم دوست داشتم..با تشکر
کمال یوسف پور:
هیچکدام
سکونتگاهی برای همه: با سلام
شايد شما به خاطر نداشته باشيد ولي وبلاگ ما در ضيافت نهم درگير موضوع
شهرسازها شد تا شايد بتوانيم محيطي براي تعامل دو گروه ايجاد كنيم به هر
حال در مقام يكي از ميزبانان قبلي از شما تشكر مي كنيم و اميدوارم اين حركت
ادامه داشته باشد.
من و همسرم با موضوع اول موافق هستيم.
محمود دهقانی: در راهی که گام گذاشته ايد پيروز و مانا باشيد. با ارادت و اخلاص محمود
دهقاني
خشایار کاشانی جو:
با سلام و تشکر از دعوت شما و عذرخواهی به سبب عدم شرکت در نظرسنجی
اميدوارم بتوانم در اين ضيافت شرکت کنم. در ضمن بنده پيش از آنکه شهرساز
باشم معمار هستم. در سراسر دنيا نيز گرايش های طراحی و برنامه ريزی شهری در
ادامه معماری می باشد...
هادی بیگی: با سلام
مدت زيادی هست که کم و بيش در جريان اين ضيافت ها قرار دارم و فضای بوجود
اومده از اين حرکت رو خوب و مثبت می پندارم. تقريبا ميدونم که موضوعاتتون
رو به شورا ميگذاريد اما نميدونم چه کس يا کسانی هستند و اصلا کس ديگری هم
ميتواند شرکت کند يا خير.
هدفم تنها منعکس کردن يک فکر است که شايد در بسيط موضوع و نوع نگرش - که
شايد بتوان آن را هدف غايی مباحثات ناميد - مفيد واقع شود. از اين طريق
خواستم علاقه مندی خودم را به حضور در اين ضيافت و همچنين انشاءالله برنامه
های بعدی اعلام کنم.
در ضمن برای به اصطلاح رزومه در زمينه های فکری!!! هم وبلاگم را آدرس داده
ام. منتظرتان هستم.
با تشکر
دوست خوب و عزیزمون (یک
دوست) fبخش دوم از مطلبشون رو منعکس کردند با نهایت تشکر از ایشون مطلبشون رو
دز زیر می گذارم همه حقوق این مطلب متعلق به دوست عزیزمون با شناسه ی
اینترنتی y******@yahoo.com می باشد.
اصول معماری پایدار در معماری سنتی ایران بخش دوم در بخش اول تلاش کردم مشخص کنم ؛پايداری؛ در معماری پايدار به چه چيزی ارجاع ميدهد.حدود زمانی و مکانی ان کدام اسن. در اين بخش به ؛سنت؛ در معاری سنتی ميپردازم.و سعی ميکنم نشان دهم ؛سنت؛ ارجاع به چه چيزی دارد يا افراد مختلف منظورشان از سنت چيست. و در بخش سوم به "معماری سنتی" و "معماری پایدار " خواهم پرداخت. وقتی ميگوييم معماری سنتی لابد منظورمان معماری مبتی بر سنت است يا معماری که به نحوی به سنت مرتبط است و يا صرفن يک ترکيبی دو کلمه ای مورد نظر است که به گروه يا نظريه معينی ؛ارجاع؛ ميدهد. در هر حال بدون روشن کردن مرادمان از سنت , درک منظور گوینده از جمله "معماری سنتی" مقدور نیست.و صرفن پس از روشن شدن این مطلب است که میتوان از "اصول" معماری سنتی سخن گفت. سنت چیست؟ ایا صرف معنای لغوی سنت برای درک منظور کافیست؟ گرداوری های ذیل بدون هر نوع داوری _در این مرحله_ صرفن به توصیف و برسی منظور و ارجاعات افراد و گروه ها و دیدگاه های متفاوت در مورد سنت میپردازد . 1_{....واژه سنّت نزد احیاگران جاویدان خرد یا سنّتگرایان[1] به چه معنا است؟ آنچه به طور معمول از این واژه فهمیده میشود رسم، عادت، روش و امور منسوخ شده و مربوط به گذشته است، در حالی که در بیان جاویدان خردی، معنای این واژه اساساً متفاوت است: «ولو اینکه عرفِ زبان معمولی، لفظ سنت را به معانی گفته شده محدود کند. در اینجا کلمه سنّت در یک معنای متعالی به کار رفته است و هرگز خواسته نشده کلمه سنت به مجموعهای از تصورات یا مفاهیم؛ یعنی یک نظامسازی فلسفی و مفهومی و تصوری و تصدیقی محدود شود؛ زیرا سنت ذاتاً فاقد صورت است، یعنی فرم ندارد و بیرنگ است. خودش بدون صورت و فرافردی است.» بنابراین سنت: «از هرگونه تعریفی به زبان بشری ابا دارد، مگر به زبان رمز و اشارت. آنچه اکنون میتوانیم درباره سنت بگوییم این است که هرجا یک سنت کامل یافت شود، وجود چهار چیز را اقتضاء میکند: 1. منبع الهام؛ یا به معنای دقیق یک وحی الهی؛ 2. برکتی الهی؛ این برکت گونهای پیوسته از راههای گوناگون جریان مییابد؛ 3. روشی برای تحقق؛ یعنی فعلیت بخشیدن به حقایقی که به وسیله وحی در وجود افراد نازل شده است؛ 4. تجسم سنت؛ نه تنها در آرا و باورها، بلکه در تمام ابعاد وجودی انسان. در هنر، در علوم و فنون و سایر عناصری که در مجموع ویژگی یک تمدن را میسازند.»[2] بنابراین سنّت، حقایقی نخستین و ازلی را در بر میگیرد که دارای منشأ الهیاند و «از راه اشخاصی معروف به پیامبران، رسولان، اَوتارا[3]ها، لوگوس یا دیگر عوامل انتقال برای ابنای بشر و در واقع برای یک بخش کامل کیهانی فرستاده یا مکشوف شده و پرده از چهره آنها برگرفته شده است و این با پیامد اطلاق و به کارگیری این اصول در حوزههای گوناگون اعم از ساختار اجتماعی و حقوقی، هنر، رمزگرایی و علوم همراه است.»[4] این سنّت همان است که در غرب Sophia Perennis گفته شده، نزد هندوان ساناتانا ذارما، در میان اعراب الحکمت الخالدیه و به فارسی جاویدان خرد خوانده میشود.[5] احیای مکتب جاویدان خرد در روزگار معاصر، توسط «رنه گنون»[6] عالم، عارف و فیلسوف فرانسوی(1886-1951 م) آغاز شد. به عنوان دیگر متفکران این مکتب باید از «آناندا کوماراسوامی»[7] و «فریتیوف شوان»[8] نام برد. بخش قابل توجهی از آثار قائلان به جاویدان خرد را آموزههای سنّتی هنر تشکیل میدهد و حتی در برخی از آموزگاران این مکتب فلسفه سنّتی هنر به منزله موضوع اصلی طرحشان نمایان میشود.اکنون باید مشخص کرد مقصود ما از هنر سنّتی چیست و چه جایگاهی در هنر و سنّت دارد؟ در نگاه جاویدان خردی تفاوتی بنیادین میان هنر سنّتی و هنر ناسوتی وجود دارد. هنر ناسوتی عبارت از آن هنری است که نه زبان رمزی دارد و نه منشأ الهام آن فوق بشری است. این سخن در مورد آن هنر ناسوتی که موضوع آن امور دینی میباشد نیز صادق است (که نمونه آن بیشتر هنرهای دینی اروپا پس از قرون وسطا است)؛ امّا «هنر سنّتی، سنّتی است نه به دلیل جستارمایه آن، بلکه به دلیل سازگاری و هماهنگیاش با قوانین کیهانی صور، با قوانین رمزپردازی، با اصالت صوری آن جهان معنوی ویژهای که در آن خلق شده است و نیز به دلیل روش کاهنانه این هنر، سازگاری و هماهنگی آن با طبیعت موّاد اولیه مورد استفاده و سرانجام با حقیقت در آن ساحت ویژه واقعیت که به آن اهتمام دارد.»[9] «حال اگر چنین هنری به موضوعات دینی بپردازد و چنین خدمتی را وظیفه خود کند، هنر قدسی است.»[10] سید حسین نصر میگوید: «یک نقاشی طبیعتگرایانه از حضرت مسیح هنر دینی است، ولی به هیچ وجه هنر سنّتی نیست، در حالی که یک شمشیر، جلد کتاب و حتی آخورگاه قرون وسطایی هنر سنتی است، لیکن مستقیما هنر دینی نیست، گو اینکه به دلیل ماهیت سنّت، حتی کوزهها و ساجهای تولید شده در یک تمدن سنتی نیز، با دینی که در قلب آن سنّت قرار گرفته است، به گونهای سربسته مرتبط اند.»
این نکته نباید ناگفته بماند که طبیعتِ هر هنری که از طبیعتِ هنر فاصله نگرفته باشد، سنتی است، که هنرِ به اصطلاح پیش از تاریخ، هنر بومیان آفریقا، هنر سرخپوستان و دیگر اقوام بدوی را نیز شامل میشود. اساس تفکر سنّتی بازگشت به اصل و سرشت حقیقی و طبیعت نخستین آدمی است و طبق همین دیدگاه، روش هنر سنتی پیروی از قواعد طبیعت هنر است. در حقیقت هنر سنتی از خلاقیّتی سرچشمه میگیرد که الهام روحانی را با نبوغ قومی درآمیخته و از قواعد طبیعت هنر پیروی میکند........}
2_{....سنت ، فراداد ﴿tradition﴾ ׳
دستاوردهاى روحى ﴿هنرها، باورها، رسم ها...﴾ و انتقال نسل به نسل آنها را سنت هاى يک گروه يا جامعه مى نامند. سنت بنيان و بستر زندگى فرهنگى را تشکيل مى دهد. ׳
سنت گرايى ﴿تراديسيوناليسم﴾ به معنى ارزش گزارى بيش از حد و چسبندگى مکانيکى به سنت هاست. ׳ سنت گرايى، به درجه هاى گوناگون، زيربناى تئوريک تمامى گرايش هاى محافظه کارانه است. ....} 3_{.....سنت بر سه قسم است : يكي گفتار پيغمبر(ص) و ديگري كردار و عمل آن حضرت و سوم هم تقرير معصوم ; كردار پيامبر به اين صورت كه اگر در ليوان آب خورد ما از اينجا ميفهميم آب خوردن در ليوان جايز است، قرآن هم ميفرمايد: (لقد كان لكم في رسول الله اسوة حسنة)(2) بي گمان براي شما در اقتدا به رسول خدا(ص) سرمشقي نيكوست ; يعني شما در عمل ميتوانيد به پيغمبر(ص) تأسي و اقتدا كنيد. سومين قسم سنت هم تقرير معصوم است ; يعني اگر عملي در مقابل پيامبر انجام شد و جلوگيري نكرد دلالت دارد بر اين كه چنين عملي صحيح است .....} 4_{....سنت در عصر مدرنیته
مطلب زیر به منظور شرکت در 16 امین دوره ضیافتهای وبلاگهای معماری ایران تنظیم شده است
تکنولوژی-معماری پایدار-معماری سنتی
بخش دوم:یخچال-ساخت و ساز پایدار
تعاریف ساخت و ساز پایدار
ساخت
و ساز پایدار این چنین تعریف شده است: «مدیریت یك محیط پاك و سالم براساس
بهرهبرداری مؤثر از منابع طبیعی و اصول اكولوژیكی» که هدف از طراحی
ساختمانهای پایدار کاهش آسیب آن بر روی محیط و منابع انرژی و طبیعت است، كه
شامل قوانین زیر میباشد:
1 – كاهش مصرف منابع غیر قابل تجدید
2 – توسعه محیط طبیعی
3- حذف یا كاهش مصرف مواد سمی و یا آسیب رسان بر طبیعت در صنعت ساختمانسازی
بابراین بطور خلاصه ساختمان پایدار را میتوان این چنین تعریف نمودد:
ساختمانی كه كمترین ناسازگاری و مغایرت را با محیط طبیعی پیرامون خود و در
پهنه وسیعتر با منطقه و جهان دارد.
تكنیكهای ساختمانسازی در یك پهنه وسیع در جهت تأمین كیفیت یكپارچه از نظر
اقتصادی، اجتماعی و محیطی می كوشند. بنابراین استفاده معقول از منابع طبیعی
و مدیریت مناسب ساختمان سازی به حفظ منابع طبیعی محدود و كاهش مصرف انرژی
كمك نموده (محافظت انرژی) و باعث بهبود كیفیت محیطی میشود.(1)
با تعریف بالا به سادگی به اصل مطلب پی خوهیم برد که معماری گذشته ایرانی بیشتر درگیر مساله ی معماری پایدار بوده است.یکی از بناهای گذشته ایرانیان یخچال ها بوده است یخچالها به دلیل شرایط فیزیکی که بوجود می آورد باعث ادامه ی ی سری فرآیندها می شد که موجبات خنکی محیطی زیر زمینی بجود می آمد.شاید بگویید چه ربطی به معمای پایدار دارد؟جواب سوال این است که : اولا معماری پایدار صد در صد در رابطه با محیط زیست است و یخچال نیز الهام گرفته از شرایط اقلیمی محیط زیست است که در منطقه ای خاص حاکم شده است.دوما مصالح یخچال ها از خشت وگل و آجر می باشد که طبیعیتر بودن را بیشتر به رخ می شد شاید این مساله هم مطرح باشد که مصالحی به جز خشت گل در آن زمان وجود نداشت ولی بالاخره این خود ی امتیتز بوده است.در زیر که بخشی از جزوه ی در س انسان -طبیعت و معماری دانشگاهمون بود به تعاریف و انواعش می پردازیم::::: همانطور که آب انبار جهت ذخیره ی آب بوده یخچال نیز چاله ای برای نگهداری و حفظ یخ بوده است.یخ در چله ی زمستان ور در طی ماههای سرد سال تهیه می شده است-و در طی فصول رم یخ ذخیره شده تا شروع زمستان سال بعد در آنجا نگهداری می شده است. با توجه به اینکه بخش اعظم ایران در منطقه ی گرم و خشک واقع شده و تابستانها در کشور ما نسبتا طولانی و درجه ی حرارت در طی این فصل در اغلب اوقات بیش از حد تحمل است-لذا نوشیدن آب سد و افشره ی خنک و بستنی در این فصل می تواند بسیار وارا و مطبوع باشد.همچنین سالم نه داشتن گوشت و مواد لبنی نیز نیاز به یخ را افزایش می داد.....
مطلب زیر به منظور شرکت در 16 امین دوره ضیافتهای وبلاگهای معماری ایران تنظیم شده است
تکنولوژی-معماری پایدار-معماری سنتی
بخش اول:سقف گنبدی و الگوی بال هواپیما
اگر هنگام عبور از یک بازار قدیمی یا شبستان ی مسجد نگاهی به بالا سر خود بیندازید می توانید گنبدهای کوچکی را مشاهده کنید که بعضا سوراخ های کوچکی در آنها مشاهده می کنید. شاید به فکرتان رسیده باشد که این سوراخ ها برای تابیدن نور خورشید به محیط پائین تعبیه شده باشد-ولی کاربری این سقفهای گنبدی به مراتب بیشتر از این حرفهاست.هنگامی که باد از روی ی سطح منحنی مثلا ی نیمکره عبور می کند-در بالاترین نقطه ی منحنی به بالاترین سرعت خود می رسد-و در مقابل فشار به شدت افت می کند.این افت فشار نسبت به هوایی که در زیر وجود دارد موجب می شود نیرویی به طرف بالا ایجاد شود. در بال هواپیما این نیرو تعادل هواپیما و حرکت به سمت بالا را تامین می کند.ولی در سقف گنبدی این نیرو باعث می شود هوا از سوراخ درون سقف به بیرون جریان پیدا کندو هوای محیط زیر سقف تهویه شود. البته خود سقف گنبدی هم در کاهش انتقال حرارت از بیرون به داخل ساختمان نقش مهمی بر عهده دارد.آنچه گفته شد مهمترین کاربری حرارتی سقف گنبدی است-ولی مهمترین کاربری آن پوشاندن سطح وسیع است و ابتدا برای این منظور مورد استفاده قرار می گرفته است.ولی هنگامی که کارایی حرارتی این سازه کشف شد حتی در ساختمان ها و خانه های معمولی که می شد سقف آنها را به شیوه ی مسطح ساخت مورد استفاده قرار گرفت.
دوست خوب و عزیزمون (یک دوست) قسمتی از مطلبشون رو منعکس کردند با نهایت تشکر از ایشون مطلبشون رو دز زیر می گذارم همه حقوق این مطلب متعلق به دوست عزیزمون با شناسه ی اینترنتی y******@yahoo.com می باشد.
موضوع جالب و البته بحث انگيزی انتخاب شده است.
سعی ميکنم ابتدا زمينه ای از معماری پايدار و همينطور معماری سنتی بی زعم خودم فراهم
کنمپس از ان به تحليل و مقايسه غواهم پرداخت
و نهايتن و اگر مقدور بود نتايجی اخذ خواهم کرد.
۱ـ محدوده زمانی و مکانی مباحث معماری پايدار : معماری پايدار شاخه ای
از بحث طراحی پايدار است که خود زير مجموعه ای از اصطلاح توسعه پايدار ميباشد.
توسعه پايدار بدنبال نگرانی های شديد از الوذگی
های زيست محيطی در مقياس جهانی ـ{.....منظوز
آثار و عواقب مصيبت بار آلودگی هی زيست محيطی براب همه ساکنين کره زمين است بدون انکه
خودلزومنمسئول مستقيم ايجاد ان الوذگی ها
باشند. ـ...}. توسط سازمان ملل متحد مطرح و مورد پيگيری قرار گرفت. توجه کنيد..............توسعه
پايدار يا Sustainable Developmentدر حقيقت ايجاد تعادل ميان توسعه
و محيط زيست است.در سال 1980 براي نخستين بار نام توسعه پايدار در
گزارش سازمان جهاني حفاظت از منابع طبيعي (IUCN) آمد. اين سازمان
در گزارش خود با نام استراتژي حفظ منابع طبيعي اين واژه را براي توصيف وضعيتي به كار
برد كه توسعه نه تنها براي طبيعت مضر نيست، بلكه به ياري آن هم ميآيد.
پايداري ميتواند چهار جنبه داشته باشد: پايداري
در منابع طبيعي، پايداري سياسي، پايداري اجتماعي و پايداري اقتصادي.در حقيقت توسعه پايدار تنها بر جنبه زيست محيطي
اتفاقي تمركز ندارد بلكه به جنبههاي اجتماعي و اقتصادي آن هم توجه ميكند. توسعه پايدار
محل تلاقي جامعه، اقتصاد و محيط زيست است.
يكي از مهمترين رويدادهاي بينالمللي كه در زمينه
توسعه پايدار وجود دارد، نشست جهاني توسعه پايدار(WSSD) است. در اين نشست
توافقهايي در زمينه توسعه پايدار ميان شركتكنندگان انجام شد.كاهش تعداد افرادي كه دسترسي به آب ندارد به نصف
تا سال 2015 ميلادي، به حداقل رساندن مواد شيميايي كه بر سلامتي انسان و طبيعت اثرات
مخرب ميگذارند تا سال 2020 ميلادي، نصف كردن سرعت كاهش ذخيرههاي دريايي و رساندن
منابع دريايي به سطحي پايدار تا سال 2015 ميلادي، كاهش روند از بين رفتن تنوع طبيعي
تا سال 2010 ميلادي، افزايش پايداري در استفاده از انرژيهاي تجديدشونده و برنامهريزي
براي تدوين برنامهاي 10 ساله در مورد توسعه پايدار از اصليترين توافقات اين نشست
بود..........}.
برای اطلاعات بیشتر از مباحث توسعه پایدارلینک های زیر را توصیه میکنم.:
برای آشنایی اولیه با بعضی جنبه
های مفاهیم توسعه پایدار و معماری که بیشتر حول و حوش انرژی در ساختمان است دیدن وبسایت
زیر بد نیست. البته لزومن مقالات ارائه شده قوی نیستند اما یک دید عمومی که برای ادامه
بحث ما در موضوع صیافت کفایت میکند بد نیست.